

پسرو دختر جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.
دختر جوان: یواش تر برو من می ترسم!
پسر جوان: نه این جوری خیلی بهتره!!
دختر جوان: خواهش میکنم، من خیلی می ترسم!
پسر جوان: خوب اما اول باید بگی که دوستم داری!!
دختر جوان: دوستت دارم،حالا میشه یواش تر برونی!
پسر جوان: منو محکم بگیر!
دختر جوان: خوب، حالا میشه یواش تر بری!
پسر جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم میکنه.
روز بعد، واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت. پسر جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون این که دختر جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را برسر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند!!!!!

می خواستم همه ی عشقم رو برات بفرستم، اما آقای پستچی گفت: خیلی زیاده !!! می گن آدم فقط یک بار عاشق می شه، اما من هر وقت صدا تو میشنوم دوباره عاشق میشم!! عشق دردی یه که هیچ دکتری نمی تونه توصیفش کنه، اون چیزی یه که به قلب حمله می کنه و رو مغز تاثیر می ذاره...

دوستت دارم!! حتی بیشتر از لحظه ای که شروع کردم این جمله رو بنویسم!!! اگه بهم قول بدی که بیای تو خوابم، حاضرم برای همیشه بخوابم تا هر دقیقه ببینمت!! وقتی زمانش رسید که قلبت رو به کسی بدی، مطمئن شو اون فرد قلبت رو نمیشکنه، آخه قلب های شکسته یدکی ندارن!
